خرید بک لینک

علی جونم بابا شدنت مبارک

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:45

این مطلب رو با اشک خوشحالی برای دخترم می نویسم که تا پنج ماه دیگه میبینمش

بابا دوست دارم.

این یکی مطلب رو برا مامان دخترم می نویسم که عاشقشم

مامان دخترم دوست دارم

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:45

آبروی اهل دل مستی برد سیمین بیا سایه ی معشوق و عاشق می رود سیمین بیا جلوه ی من را که می بینی به دل دیوانه شو من که بیمارم دگر جان می برد سیمین بیا بر در میخانه با جام می ام رسوا شدم ساقی و می تار و تنبک می زند سیمین بیا یار شیرین لب به یاد لب گرفتن با علی بوی خوش کن یاد شبها می کند سیمین بیا لب بده

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:45

روز مادر بر سیمین عزیزم که تا چهار ماه دیگه مادر میشه مبارک

روز معلم بر استاد عزیزمون مبارک

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:45

مرد از راه می رسه ناراحت و عبوس زن:چی شده؟ مرد:هیچی ( و در دل از خدا می خواد که زنش بی خیال شه و بره پی کارش) زن حرف مرد رو باور نمی کنه: یه چیزیت هست.بگو! مرد برای اینکه اثبات کنه راست می گه لبخند می زنه زن اما “می فهمه”مرد دروغ میگه:راستشو بگو یه چیزیت هست تلفن زنگ می زنه دوست زن پشت خطه ازش می خو

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:45

مرد فقیرى بود که همسرش کره مى ساخت و او آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت ،آن زن کره ها را به صورت دایره های یک کیلویى مى ساخت. مرد آنرا به یکى از بقالى های شهر مى فروخت و در مقابل مایحتاج خانه را مى خرید. روزى مرد بقال به اندازه کره ها شک کرد و تصمیم گرفت آنها را وزن کند. هنگامى که آنها را وزن

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:45

به نام خدا دختر کوچولو وارد بقالی شد و کاغذی به طرف بقال دراز کرد و گفت: مامانم گفته چیزهایی که در این لیست نوشته بهم بدی، این هم پولش. بقال کاغذ رو گرفت و لیست نوشته شده در کاغذ را فراهم کرد و به دست دختر بچه داد، بعد لبخندی زد و گفت: چون دختر خوبی هستی و به حرف مامانت گوش میدی، میتونی یک مشت ش

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:45

خیلی وقته ننوشتم

قرار بود دوباره خدا یه کوچولو بهمون بده

سیمینم عشقم می دونم شش ماه دو شکمت بود

ولی خدا نخواست آروم باش

لحظات خوبی نداریم

خدایا کمکون کن

برچسب: نویسنده: کامیار پورحسین تاريخ: پنجشنبه 29 تير 1396 ساعت: 13:45

صفحه بندی